على ربانى گلپايگانى
280
ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )
كه حاصل آن اين است كه ، فاعل بالجبر و فاعل بالعنايه دو صنف از فاعل بالقصد مىباشند ، و تفاوت نوعى با آن ندارند ، زيرا ويژگى فاعل بالقصد اين است كه ، نخست فعل را تصور كرده و پس از تصديق به فائده و حصول اشتياق ( با فرض توانايى بر انجام فعل و نبود هرگونه مانع ) آن را اراده كرده و درنتيجه جانب فعل را بر جانب ترك ترجيح مىدهد ، و فعل را يكطرفه مىكند و پس از اراده ، تحقق آن فعل امرى واجب و حتمى خواهد بود ( وجوب بالغير ) . اين خصوصيت ( اراده نمودن فعل و يكطرفه شدن آن ) در فاعل بالجبر هم هست ، تنها تفاوتى كه ميان اين دو فاعل ( بالجبر ، بالقصد ) وجود دارد ، اين است كه يكطرفه شدن فعل در فاعل بالقصد از طريق يك رشته عوامل درونى ( تصور ، تصديق ، اشتياق و . . . ) صورت گرفته است ، ولى در فاعل بالجبر از طريق تهديد يا اجبار عامل خارجى ، لكن فاعل سرانجام فعل را اراده مىكند و آن را انجام مىدهد ، خواه ارادهء او معلول خواست و ميل باطنى خود او باشد ، و يا بر خلاف رضايت و خواست باطنى او فاعل بالجبر فاقد اراده نيست ، چيزىكه هست اراده او بر خلاف ميل و خواست غريزى يا فطرى او بر وى تحميل شده است . البته بايد توجه داشت كه بحث ما يك بحث نظرى و عقلى محض است و ربطى به جنبههاى عملى و تفاوتى كه اين دو نوع فعل از نظر اخلاقى و حقوقى دارند ، ندارد ، آن ملاك ديگرى دارد . سخن در اين است كه آيا فاعل از نظر عقلى و فلسفى اراده كرده است يا نه ، خواه اين اراده مطابق با خواست غريزى و فطرى يا عقايد دينى او باشد و خواه بر خلاف آن باشد . و در فاعل بالعنايه هم اينگونه نيست كه مجرد علم در تحقق فعل كافى باشد ، زيرا در همان مثال معروف ( كسى كه بر بالاى ديوار يا شاخهء بلندى ايستاده و به پائين نگاه مىكند ) درمورد همهء افراد اينگونه نيست كه مجرد تصور سقوط ، علت افتادن گردد ، چنانكه افرادى بر بالاى آنها رفته و مدتها مىايستند و سقوط نمىكنند ، و تصور سقوط و عدم آن براى آنان يكسان است .